Shopping cart
Your cart empty!
در حالی که عربستان سعودی تحت رهبری محمد بن سلمان (MBS) تلاش میکند تا با اصلاحات اجتماعی و اقتصادی، از وابستگی به نفت فاصله بگیرد و به سمت مدرنیزاسیون حرکت کند، یک مقاومت زیرپوستی از سوی جریانهای سلفی سنتی در حال شکلگیری است. این مقاومت، که ریشه در ایدئولوژی وهابی دارد، پیشرفتهای اجتماعی مانند آزادی زنان، سرگرمیهای عمومی و روابط دیپلماتیک با غرب را تهدیدی برای هویت اسلامی عربستان میبیند. برخی تحلیلگران این وضعیت را با "ویروس اسرائیلستیزی و مسئله فلسطین" مقایسه میکنند – ایدئولوژیهایی که مانند یک ویروس، جامعه را از پیشرفت بازمیدارند و ممکن است منجر به بازگشت به اسلام تندرو شود، دقیقاً شبیه به آنچه در ایران پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ رخ داد.
عربستان سعودی از بدو تأسیس در ۱۹۳۲، بر پایه اتحاد سیاسی آل سعود با ایدئولوژی وهابی (شاخهای از سلفیسم) بنا شده بود. این ایدئولوژی، که تأکید بر بازگشت به اسلام اولیه و رد نوآوریها دارد، عربستان را به عنوان صادرکننده اصلی تفکر سلفی در جهان اسلام معرفی کرد. اما در دهه ۲۰۱۰، MBS با پروژه "رؤية ۲۰۳۰"، تلاش کرد تا این مدل را تغییر دهد: کاهش قدرت پلیس مذهبی، اجازه رانندگی به زنان، برگزاری کنسرتها و سینما، و حتی فاصلهگیری از برخی احکام سنتی وهابی.
این اصلاحات، که به عنوان "اسلام معتدل" تبلیغ میشود، در واقع ابزاری برای تمرکز قدرت در دست MBS است. او با دستگیری علمای مخالف مانند سلمان العوده (از جنبش صحوه)، سعی در سرکوب مقاومت دارد. جنبش صحوه (Awakening)، که در دهه ۱۹۹۰ علیه حضور نیروهای آمریکایی اعتراض کرد، اکنون به عنوان نماد مقاومت سلفیها علیه لیبرالیزاسیون عمل میکند.
سلفیهای سنتی، مانند عائض القرنی که بعداً به MBS وفادار شد، ابتدا اصلاحات را "انحراف از قرآن و سنت" میدانستند. این مقاومت نه تنها اجتماعی است، بلکه سیاسی هم هست: آنها پیشرفتهای MBS را تهدیدی برای حاکمیت شرع میبینند و از ابزارهایی مانند شبکههای اجتماعی برای ترویج اسلام تندرو استفاده میکنند. این وضعیت، شبیه به ایران پس از انقلاب است، جایی که روحانیت شیعه علیه مدرنیزاسیون پهلوی قیام کرد و منجر به حاکمیت اسلام سیاسی شد.
در عربستان، مقاومت سلفیها ممکن است منجر به "بازگشت به اسلام تندرو" شود، به ویژه اگر اصلاحات MBS شکست بخورد. علمای وفادار به MBS مانند ربیع المدخلی، با "سکوتگرایی" (Quietism) – یعنی اجتناب از سیاست و تمرکز بر عبادت – سعی در کنترل این جریان دارند، اما منتقدان میگویند این فقط پوشش برای سرکوب است.
یکی از نقاط کلیدی مقاومت، "ایدئولوژی اسرائیلستیزی" است – ایدئولوژی ضداسرائیلی که سلفیها آن را بخشی از جهاد میدانند. MBS به سمت عادیسازی روابط با اسرائیل حرکت کرده، اما جنگ غزه در ۲۰۲۳ این روند را کند کرد. عربستان علناً فلسطین را حمایت میکند، اما در خفا از نابودی حماس (که ریشه اخوانی دارد) استقبال میکند. این دوگانگی، شبیه به ایران است: در ایران، انقلاب اسلامی ضداسرائیلی را به ایدئولوژی مرکزی تبدیل کرد و پیشرفت اقتصادی را قربانی کرد.
سلفیها در عربستان، مسئله فلسطین را به عنوان "ویروس" ایدئولوژیک استفاده میکنند تا مردم را علیه اصلاحات بسیج کنند. برای مثال، پس از ۷ اکتبر، افکار عمومی عربستان علیه عادیسازی با اسرائیل شد و MBS مجبور به محکوم کردن اسرائیل گردید. این سم، مانند ایران، میتواند پیشرفتهای اقتصادی و اجتماعی را مسموم کند و به تندروی بازگرداند.
در ایران، انقلاب منجر به حاکمیت ولایت فقیه و اولویت ایدئولوژی بر پیشرفت شد. در عربستان، MBS سعی در معکوس کردن این روند دارد، اما مقاومت سلفیها – تقویتشده با ایدئولوژی ضداسرائیلی – ممکن است مانند ایران، کشور را به عقب بکشاند.
اگرچه MBS قدرت سلفیها را محدود کرده، اما مقاومت آنها همچنان زنده است و ممکن است با بهرهبرداری از مسئله فلسطین، به بازگشت اسلام تندرو منجر شود – دقیقاً مانند ایران که پس از انقلاب، پیشرفت را فدای ایدئولوژی کرد. آینده عربستان بستگی به تعادل بین اصلاحات و مقاومت دارد. آیا MBS میتواند این ویروس را کنترل کند، یا عربستان به سرنوشت ایران دچار خواهد شد؟