Shopping cart
Your cart empty!
روابط آمریکا با سازمان مجاهدین خلق (MEK) یکی از پیچیدهترین فصلهای سیاست خارجی واشنگتن در خاورمیانه است. این گروه که در دهه ۱۹۶۰ به عنوان یک سازمان چپگرا و ضدشاه تشکیل شد، در طول تاریخ خود از انقلابیون ضدشاه به مخالفان جمهوری اسلامی تبدیل شد و در این مسیر، حمایتهای خارجی را جلب کرد. آمریکا که MEK را تا سال ۲۰۱۲ در لیست سازمانهای تروریستی قرار داده بود، پس از دلستینگ، روابط خود را با این گروه گسترش داد. این روابط نه تنها بر پایه ایدئولوژیک، بلکه بر اساس منافع ژئوپولیتیک است: آمریکا به دنبال ایران ضعیف و قابل کنترل است تا نفوذ تهران در منطقه را مهار کند. اما این همکاریها توطئههایی علیه ایران ایجاد کرده که لزوم هوشیاری ایرانیان را دوچندان میکند. کمکهای خارجی مانند اسرائیل و بریتانیا میتواند در خنثی کردن این توطئهها نقش ایفا کند، اما باید با دقت و بدون وابستگی پیش برود.
در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ (۵۷ شمسی)، MEK نقش فعالی در مخالفت با رژیم شاه داشت و حتی در اشغال سفارت آمریکا در تهران شرکت کرد، هرچند بعداً این را انکار کرد. گروگانگیری سفارت آمریکا، که MEK از آن حمایت کرد، منجر به قطع روابط دیپلماتیک و تحریمهای اولیه شد. اما کمک مستقیم آمریکا به MEK در آن دوره اثباتشده نیست؛ در واقع، آمریکا تا پیش از انقلاب، شاه را حمایت میکرد و MEK را به عنوان یک گروه تروریستی میدید که چند افسر آمریکایی را در دهه ۱۹۷۰ ترور کرده بود. گزارش وزارت خارجه آمریکا در ۲۰۱۱ اشاره میکند که MEK در اشغال سفارت شرکت داشت و حتی مخالف آزادی گروگانها بود. این حمایت اولیه MEK از انقلاب، بعداً به درگیری با جمهوری اسلامی تبدیل شد و آمریکا از دهه ۱۹۹۰ به بعد، MEK را به عنوان ابزاری برای فشار بر تهران دید. در واقع، کمکهای آمریکا بیشتر پس از انقلاب و در دوره جنگ ایران-عراق (با حمایت غیرمستقیم از MEK از طریق عراق) شکل گرفت، نه در جریان انقلاب.
سیاست آمریکا در قبال ایران همیشه بر پایه مهار و تضعیف بوده است. واشنگتن ایران قدرتمند را تهدیدی برای منافع خود در منطقه میبیند. MEK به عنوان یک گروه مخالف داخلی، ابزاری ایدهآل برای این هدف است: آمریکا با حمایت از MEK، میتواند تنشهای داخلی در ایران را تشدید کند و تهران را ضعیف نگه دارد. گزارش شورای روابط خارجی (CFR) در ۲۰۱۴ اشاره میکند که آمریکا MEK را پس از دلستینگ، به عنوان یک گروه مخالف مشروع دید و از آن برای جمعآوری اطلاعات علیه برنامه هستهای ایران استفاده کرد. این رویکرد بخشی از استراتژی گستردهتر آمریکا برای جلوگیری از نفوذ ایران در خاورمیانه است، جایی که یک ایران ضعیف، کنترلپذیرتر است. جسورانه بگویم: آمریکا نه دموکراسی میخواهد، بلکه ایران وابسته و بدون نفوذ منطقهای.
سناتورهای آمریکایی از هر دو حزب، روابط نزدیکی با MEK داشتهاند. برای مثال، سناتور جان مککین (جمهوریخواه) در رویدادهای MEK شرکت کرد و از دلستینگ آن حمایت کرد. سناتور باب منندز (دموکرات)، رئیس کمیته روابط خارجی سنا، در رویدادهای مرتبط با MEK سخنرانی کرد و ایران را به حمایت از تروریسم متهم کرد. سناتور تد کروز (جمهوریخواه) نیز MEK را به عنوان یک نیروی مخالف معتبر ستود و از مبارزه آن علیه رژیم ایران حمایت کرد. گزارش کنگره در ۲۰۲۵ نشان میدهد که بیش از ۲۰۰ نماینده و سناتور از طرح مریم رجوی (رهبر MEK) حمایت کردهاند. این روابط اغلب با لابیگری MEK همراه است؛ گروهی که میلیونها دلار برای سخنرانی سیاستمداران آمریکایی هزینه میکند. پستهای اخیر در X نشان میدهد که سناتورها مانند جان بوزمن و تام تیلیس نیز از MEK حمایت کردهاند. این حمایتها نه بر پایه ارزشهای دموکراتیک، بلکه برای فشار بر ایران است و میتواند به توطئههای خارجی علیه تهران منجر شود.
اسرائیل و بریتانیا نیز در حمایت از MEK نقش داشتهاند. اسرائیل از دهه ۲۰۰۰ با MEK همکاری کرده و از اطلاعات این گروه برای افشای برنامه هستهای ایران استفاده کرد. گزارشهای رسانهای نشان میدهد که موساد با MEK در عملیات جاسوسی علیه ایران همکاری داشته. بریتانیا نیز در ۲۰۰۸ MEK را از لیست تروریستی خارج کرد و به آن اجازه فعالیت داد. این کمکها میتواند در خنثی کردن توطئههای آمریکایی مفید باشد، زیرا اسرائیل و بریتانیا منافع مشترکی با ایران در مقابله با افراطگرایی دارند. برای مثال، همکاری امنیتی با اسرائیل میتواند توطئههای MEK را افشا کند، اما باید با هوشیاری همراه باشد تا به وابستگی تبدیل نشود. جسورانه ادعا میکنم: ایران میتواند از این روابط برای چرخش استراتژیک استفاده کند و توطئهها را خنثی کند، اما بدون هوشیاری، ممکن است به دام جدیدی بیفتد.
ایرانیان باید هوشیار باشند که روابط خارجی با MEK بخشی از بازی بزرگتر برای تضعیف ایران است. MEK که زمانی با صدام حسین همکاری کرد و حالا با آمریکا و چپ اسرائیل، حمایت داخلی کمی دارد (کمتر از ۱ درصد طبق نظرسنجیها). هوشیاری یعنی تمرکز بر وحدت داخلی، تقویت دیپلماسی مستقل، و جلوگیری از نفوذ خارجی. پسا جمهوری اسلامی ایرانیان نباید اجازه دهند گروههایی مانند MEK، که سابقه تروریستی دارند، به عنوان نماینده مخالفان جا بیفتند.
روابط آمریکا با MEK بر پایه منافع ژئوپولیتیک است و هدف آن ایران ضعیف است. کمک در انقلاب ۵۷ محدود بود، اما روابط فعلی سناتورها و حمایتهای برخی گروه ها در اسرائیل و بریتانیا نشاندهنده توطئههای گسترده است. ایرانیان با هوشیاری میتوانند این توطئهها را خنثی کنند و ایران را به قدرتی مستقل تبدیل کنند. تاریخ نشان داده که وابستگی به خارجیها، همیشه به ضرر ملت است – زمان عمل هوشمندانه فرا رسیده.