جستجو

Shopping cart

فروغی مرد میهن پرست ایرانی

مقدمه

محمدعلی فروغی دردشتی (۱۲۵۶–۱۳۲۱ خورشیدی)، ملقب به ذکاءالملک، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های تاریخ معاصر ایران است؛ سیاستمداری ادیب، فیلسوف، مترجم، دیپلمات و نخست‌وزیر سه دوره ایران که در لحظات حساس تاریخ، با خرد و میهن‌دوستی واقعی، ایران را از بحران‌های بزرگ نجات داد. او نه تنها یک دولتمرد بود، بلکه نمادی از میهن‌پرستی عاقلانه و غیرتعصبی به شمار می‌رود؛ میهن‌دوستی‌ای که بر پایه دانش، فرهنگ و منافع ملی بنا شده بود، نه افراط و شعار.


زندگی و زمینه‌های فکری فروغی

فروغی در خانواده‌ای فرهیخته به دنیا آمد. پدرش محمدحسین فروغی (ذکاءالملک اول)، ادیب و مترجم برجسته عصر قاجار بود. محمدعلی تحصیلات خود را در دارالفنون آغاز کرد، ابتدا به پزشکی روی آورد اما به فلسفه، ادبیات و علوم سیاسی گرایش یافت. او از فعالان جنبش مشروطه بود، در مجلس شورای ملی نماینده شد، وزیر متعدد (عدلیه، مالیه، خارجه) گردید و حتی ریاست دیوان عالی کشور را بر عهده داشت.

فروغی یکی از بنیان‌گذاران مدرسه عالی علوم سیاسی (که بعدها دانشگاه تهران شد) بود و نقش کلیدی در تأسیس فرهنگستان ایران داشت. او آثار مهمی در فلسفه (ترجمه ارسطو و افلاطون)، ادبیات و تاریخ ترجمه کرد و زبان فارسی را از نفوذ واژگان بیگانه پاکسازی نمود. اما آنچه او را به عنوان «مرد میهن‌پرست» ماندگار کرد، عملکرد سیاسی‌اش در بحران‌های بزرگ بود.


نقش فروغی در حفظ تمامیت ارضی ایران

  • انتقال قدرت از قاجار به پهلوی (۱۳۰۴): فروغی نقش تعیین‌کننده‌ای در انقراض قاجار و تأسیس سلسله پهلوی داشت. او به عنوان کفیل نخست‌وزیری، مراسم تاج‌گذاری رضاشاه را برگزار کرد و ایران را از هرج‌ومرج نجات داد.
  • نمایندگی در کنفرانس صلح پاریس (۱۹۱۹) و جامعه ملل: فروغی در صحنه بین‌المللی، حقوق ایران را پیگیری کرد و ایران را به عنوان عضو فعال جامعه ملل (پیش‌درآمد سازمان ملل) تثبیت نمود.
  • نخست‌وزیری در شهریور ۱۳۲۰: در بحرانی‌ترین لحظه تاریخ معاصر، وقتی متفقین (انگلیس و شوروی) ایران را اشغال کردند، رضا شاه از فروغی دعوت کرد تا نخست‌وزیر شود. فروغی با هوشیاری سیاسی:
  • استعفای رضا شاه را مدیریت کرد و سلطنت را به محمدرضا پهلوی منتقل نمود.
  • ایران را از درگیری مستقیم در جنگ جهانی دوم دور نگه داشت.
  • با دیپلماسی هوشمندانه، متفقین را وادار به خروج تدریجی از ایران کرد.
  • بسیاری معتقدند بدون فروغی، ایران ممکن بود تجزیه شود یا به میدان جنگ تبدیل گردد.

این اقدامات، نمونه‌ای از میهن‌پرستی عملی بود؛ نه شعارهای تند، بلکه تصمیم‌گیری‌های دقیق برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی.


دیدگاه فروغی درباره میهن‌پرستی

فروغی در مقاله مشهور خود «ایران را چرا باید دوست داشت؟» (منتشرشده در ۱۳۰۹ در یادنامه پارسیان هند) میهن‌دوستی را چنین تعریف می‌کند:

«اگر مهر من نسبت به وطن تنها از آن سبب باشد که خود از آن مرز و بوم هستم و بخواهم این عنوان را وسیله مغایرت خویش و بیگانه قرار دهم، این وطن‌پرستی نیست، خودپرستی است... وطن‌پرستی با احساسات بین‌المللی و حب نوع بشر منافات ندارد و به آسانی جمع می‌شود.»

او تأکید داشت که عشق به ایران باید بر پایه شرافت، دانش و منافع مشترک باشد، نه تعصب کور یا نژادپرستی. فروغی میهن‌پرستی را فضیلتی اخلاقی می‌دانست که انسان را به خیر جمعی و سعادت هم‌وطنان متعهد می‌کند.


میراث فروغی: الگویی برای نسل‌های بعد

فروغی در ۵ آذر ۱۳۲۱ درگذشت، اما میراثش زنده است:

  • حفظ ایران در دو گذار بزرگ تاریخی (قاجار به پهلوی، و اشغال ۱۳۲۰).
  • تقویت زبان و فرهنگ فارسی.
  • دیپلماسی هوشمندانه که ایران را در صحنه جهانی معتبر کرد.

او مردی بود که در برابر بحران‌ها، نه فرار کرد و نه شعار داد؛ بلکه با خرد و شجاعت، ایران را نجات داد. امروز که ایران با چالش‌های بسیاری روبه‌رو است، یادآوری فروغی – مرد میهن‌پرست واقعی – می‌تواند الهام‌بخش باشد: میهن‌دوستی واقعی در عمل، دانش و حفظ منافع ملی است، نه در هیاهو و افراط.

روانش شاد و یادش گرامی باد. پاینده ایران.