Shopping cart
Your cart empty!
نادر شاه افشار (حکومت ۱۷۳۶–۱۷۴۷ میلادی / ۱۱۴۸–۱۱۶۰ هجری قمری) یکی از درخشانترین نمونههای تاریخی پادشاه منتخب (یا انتخابی) در تاریخ ایران است. برخلاف پادشاهیهای موروثی رایج (مانند صفویه یا قاجار)، نادر از طریق اجماع نخبگان نظامی، قبیلهای و مذهبی به قدرت رسید؛ نه از راه وراثت خانوادگی یا ادعای الهی مستقیم. این فرآیند، که در دشت مغان در سال ۱۷۳۶ میلادی رخ داد، او را به نمادی از شایستهسالاری نظامی-سیاسی تبدیل کرد و نشان داد که در شرایط بحران ملی، انتخاب یک رهبر قدرتمند میتواند کشور را از فروپاشی نجات دهد.
پس از سقوط صفویه در ۱۷۲۲ میلادی (۱۱۳۵ ه.ق) به دست افغانهای هوتکی، ایران به میدان جنگ داخلی، اشغال خارجی (عثمانی در غرب، روسیه در شمال) و هرجومرج تبدیل شد. شاه تهماسب دوم صفوی ضعیف و ناتوان بود و کشور عملاً بدون حاکم مرکزی ماند. در این خلأ قدرت، نادرقلی (بعدها نادر شاه) از ایل افشار خراسان برخاست؛ مردی از طبقه پایین (چوپان و سپس راهزن قبیلهای) که با نبوغ نظامی خود، افغانها را شکست داد، روسها را بیرون راند و عثمانیها را عقب نشاند.
نادر ابتدا به عنوان سردار تهماسبقلی خان (خدمتگزار تهماسب) عمل کرد و پیروزیهای پیدرپی کسب کرد. اما وقتی دید صفویان ناتوان از اداره کشور هستند، در سال ۱۷۳۲ شاه تهماسب را خلع و فرزند نوزادش عباس سوم را به تخت نشاند و خود نایبالسلطنه شد. این مرحله گذار بود؛ نادر قدرت واقعی را در دست داشت اما هنوز مشروعیت رسمی نداشت.
در اوایل ۱۷۳۶، نادر مجمع بزرگی از سران قبایل، علما، فرماندهان نظامی و بزرگان سراسر ایران را در دشت مغان (منطقه وسیع و مناسب برای اردو در شمال غرب ایران) گرد آورد. این مجمع، که شامل هزاران نفر از نخبگان بود، به نوعی انتخاب شورایی بود:
این فرآیند دقیقاً پادشاهی انتخابی بود: نه وراثت خودکار، بلکه اجماع نخبگان در شرایط بحرانی. نادر خود را شاهنشاه ایران نامید و سلسله افشاریه را بنیان گذاشت.
نادر در دوره اول حکومت (تا حدود ۱۷۴۰) نمونه موفق یک رهبر منتخب بود: شایسته، قدرتمند، وحدتبخش و نجاتدهنده کشور.
با وجود موفقیت اولیه، مدل نادر پایدار نماند:
این شکست نشان داد که پادشاهی انتخابی بدون قانون اساسی قوی، نهادهای مستقل و مکانیسم جانشینی شفاف، اغلب به استبداد شخصی یا بحران جانشینی منجر میشود (شبیه به امپراتوری مقدس روم یا لهستان-لیتوانی تاریخی).
نادر شاه نمونه موفق اولیه پادشاه منتخب بود: در بحران ملی، نخبگان یک رهبر شایسته (نه از خاندان سلطنتی) را برگزیدند و او کشور را نجات داد و گسترش داد. اما عدم پایداری مدل نشان میدهد که انتخاب باید با قانون اساسی، محدودیت قدرت و چرخش مسالمتآمیز همراه باشد تا به دیکتاتوری یا فروپاشی نینجامد.
در بحثهای معاصر ایران درباره گذار و شکل حکومت، نادر میتواند الهامبخش باشد: پادشاهی منتخب میتواند پلی بین سنت ایرانی (شاهنشاهی) و نیاز به شایستهسالاری باشد، اما بدون دموکراسی واقعی و نهادها، سرنوشتی مانند افشاریه خواهد داشت.
نادر نه تنها آخرین فاتح بزرگ آسیا بود، بلکه نمونهای تاریخی از این که انتخاب شایسته در لحظه بحران میتواند معجزه کند – اما حفظ آن نیاز به جمع دارد، نه فقط شمشیر یک نفر.