Shopping cart
Your cart empty!
در دنیای سیاست معاصر، مفهوم «دیپ استیت» (Deep State) به یکی از پربحثترین و جنجالیترین اصطلاحات تبدیل شده است. این مفهوم، که اغلب با تئوریهای توطئه همراه است، به شبکهای پنهان از قدرتهای غیررسمی اشاره دارد که خارج از کنترل رهبران منتخب عمل میکنند و سیاستهای ملی یا جهانی را هدایت میکنند. ریشه این اصطلاح به ترکیه دهه ۱۹۹۰ بازمیگردد، جایی که به ائتلافهای ضددموکراتیک بین ارتش، اطلاعات و مافیای همسو با دولت اشاره داشت. اما در آمریکا و غرب، دیپ استیت اغلب به عنوان یک نیروی مخفی توصیف میشود که شامل آژانسهای اطلاعاتی (مانند CIA و FBI)، نظامیان، بانکداران، رسانهها و نخبگان اقتصادی است. این مقاله به بررسی اینکه دیپ استیتها کیستند، چگونه عمل میکنند، و نقش دو گروه کلیدی – گلوبالیستها (Globalists) و پاتریوتها (Patriots) – در این ساختار میپردازد.
دیپ استیت به معنای یک «دولت پنهان» است که از شبکههای غیررسمی قدرت تشکیل شده و اغلب خارج از چارچوبهای قانونی یا دموکراتیک عمل میکند. بر اساس تعریفهای رایج، این ساختار شامل:
در آمریکا، این اصطلاح توسط دونالد ترامپ محبوب شد، که ادعا کرد دیپ استیت علیه او توطئه میکند و شامل «بوروکراتهای تنبل»، «بانکداران جهانی» و «جمهوریخواهان سنتی» است. نظرسنجیها نشان میدهد که بیش از ۷۰ درصد آمریکاییها به وجود چنین شبکهای باور دارند. با این حال، منتقدان آن را تئوری توطئه میدانند که برای توجیه شکستهای سیاسی استفاده میشود.
دیپ استیتها معمولاً از طریق روشهای غیرمستقیم و پنهان عمل میکنند تا نفوذ خود را حفظ کنند:
این عملیات اغلب غیرقانونی هستند و هدفشان حفظ وضعیت موجود یا پیشبرد منافع خاص (مانند سود نظامی-صنعتی) است.
در بحثهای معاصر، دیپ استیت اغلب به دو گروه تقسیم میشود: گلوبالیستها (که به جهانیسازی و منافع فراملی علاقه دارند) و پاتریوتها (میهنپرستان ملیگرا که اولویت را به منافع ملی میدهند). این تقسیمبندی جایگزین تقسیم سنتی چپ-راست شده است.
این درگیری نشاندهنده شکاف عمیق در جوامع غربی است: گلوبالیستها به عنوان «دوگانهپاتریوت» (علاقهمند به منافع ملی و جهانی) دیده میشوند، در حالی که پاتریوتها آنها را خائن میدانند.
در بسیاری از تئوریهای توطئه مرتبط با دیپ استیت، یهودیان جهانوطن (cosmopolitan Jews) و صهیونیسم اغلب به عنوان عناصری کلیدی در ساختار گلوبالیستها توصیف میشوند. این دیدگاهها ریشه در تاریخ antisemitism دارند و باید با احتیاط بررسی شوند، زیرا اغلب بر پایه کلیشههای نژادپرستانه و غیرواقعی هستند. یهودیان جهانوطن به افرادی اشاره دارد که به دلیل مهاجرتهای تاریخی و ادغام در جوامع مختلف، به عنوان نماد cosmopolitanism (جهانوطنی) دیده میشوند – یعنی افرادی که فراتر از مرزهای ملی فکر میکنند و به ارزشهای جهانی مانند حقوق بشر و تجارت آزاد علاقه دارند.
صهیونیسم، که جنبشی برای تأسیس و حمایت از دولت اسرائیل است، در این تئوریها اغلب با نفوذ لابی اسرائیلی (مانند AIPAC در آمریکا) مرتبط میشود که سیاست خارجی کشورها را به نفع اسرائیل جهتدهی میکند. منتقدان این دیدگاه را antisemitic میدانند، زیرا ضدزایونیسم را با antisemitism ترکیب میکند و ادعا میکند که مخالفت با سیاستهای اسرائیل لزوماً به معنای نفرت از یهودیان نیست، اما گاهی این مرز محو میشود. برای مثال، هانا آرنت، فیلسوف یهودی، به عنوان یک جهانوطن، زایونیسم را از منظر جهانیگرایی نقد کرد و آن را بخشی از سیاستهای قومی میدید که با cosmopolitanism واقعی در تضاد است.
در عمل، این نقشها در تئوریهای توطئه برای توضیح رویدادهای جهانی مانند بحرانهای مالی یا جنگها استفاده میشود، اما واقعیت نشان میدهد که این ادعاها اغلب اغراقشده و بخشی از پروپاگاندای antisemitic هستند، مانند پروتکلهای بزرگان صهیون که جعلی است. در مقابل، یهودیان جهانوطن مانند آرنت، cosmopolitanism را به عنوان پلی بین هویت یهودی و ارزشهای جهانی میدیدند، نه ابزاری برای کنترل.
دیپ استیتها، چه واقعی باشند چه تئوری توطئه، نمادی از بیاعتمادی به نهادهای قدرت هستند. آنها از طریق شبکههای پنهان عمل میکنند تا منافع خود را پیش ببرند، و شکاف بین گلوبالیستها (جهانیسازان) و پاتریوتها (میهنپرستان) این مفهوم را پیچیدهتر کرده است. در نهایت، ریشه این ایده در پنهانکاری دولتی است، و حل آن نیاز به شفافیت بیشتر دارد. با این حال، استفاده بیش از حد از این اصطلاح میتواند دموکراسی را تضعیف کند، همانطور که در حوادثی مانند حمله به کاپیتول دیده شد.