جستجو

Shopping cart

دیپ استیت های قدرت کیستند و چگونه عمل میکنند

مقدمه

در دنیای سیاست معاصر، مفهوم «دیپ استیت» (Deep State) به یکی از پربحث‌ترین و جنجالی‌ترین اصطلاحات تبدیل شده است. این مفهوم، که اغلب با تئوری‌های توطئه همراه است، به شبکه‌ای پنهان از قدرت‌های غیررسمی اشاره دارد که خارج از کنترل رهبران منتخب عمل می‌کنند و سیاست‌های ملی یا جهانی را هدایت می‌کنند. ریشه این اصطلاح به ترکیه دهه ۱۹۹۰ بازمی‌گردد، جایی که به ائتلاف‌های ضددموکراتیک بین ارتش، اطلاعات و مافیای همسو با دولت اشاره داشت. اما در آمریکا و غرب، دیپ استیت اغلب به عنوان یک نیروی مخفی توصیف می‌شود که شامل آژانس‌های اطلاعاتی (مانند CIA و FBI)، نظامیان، بانکداران، رسانه‌ها و نخبگان اقتصادی است. این مقاله به بررسی اینکه دیپ استیت‌ها کیستند، چگونه عمل می‌کنند، و نقش دو گروه کلیدی – گلوبالیست‌ها (Globalists) و پاتریوت‌ها (Patriots) – در این ساختار می‌پردازد.

دیپ استیت‌ها کیستند؟

دیپ استیت به معنای یک «دولت پنهان» است که از شبکه‌های غیررسمی قدرت تشکیل شده و اغلب خارج از چارچوب‌های قانونی یا دموکراتیک عمل می‌کند. بر اساس تعریف‌های رایج، این ساختار شامل:

  • آژانس‌های اطلاعاتی و امنیتی: مانند CIA، NSA و FBI در آمریکا، که متهم به انتشار اطلاعات غلط، جاسوسی داخلی و عملیات پنهان هستند.
  • نخبگان اقتصادی و مالی: بانکداران، مدیران شرکت‌های بزرگ (مانند وال‌استریت) و الیگارش‌ها که از طریق لابی‌گری و نفوذ مالی سیاست‌ها را شکل می‌دهند.
  • رسانه‌ها و پیمانکاران خصوصی: رسانه‌های جریان اصلی که متهم به ترویج روایت‌های خاص هستند، و شرکت‌های خصوصی مانند بلک‌واتر (حالا Academi) که عملیات نظامی را برون‌سپاری می‌کنند.
  • نهادهای بین‌المللی: مانند سازمان ملل، صندوق بین‌المللی پول (IMF) و سازمان تجارت جهانی (WTO)، که گاهی به عنوان ابزار دیپ استیت جهانی دیده می‌شوند.

در آمریکا، این اصطلاح توسط دونالد ترامپ محبوب شد، که ادعا کرد دیپ استیت علیه او توطئه می‌کند و شامل «بوروکرات‌های تنبل»، «بانکداران جهانی» و «جمهوری‌خواهان سنتی» است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که بیش از ۷۰ درصد آمریکایی‌ها به وجود چنین شبکه‌ای باور دارند. با این حال، منتقدان آن را تئوری توطئه می‌دانند که برای توجیه شکست‌های سیاسی استفاده می‌شود.


چگونه عمل می‌کنند؟

دیپ استیت‌ها معمولاً از طریق روش‌های غیرمستقیم و پنهان عمل می‌کنند تا نفوذ خود را حفظ کنند:

  • انتشار اطلاعات غلط و پروپاگاندا: آژانس‌های اطلاعاتی مانند CIA تاریخ طولانی در انتشار دروغ و عملیات روانی دارند، مانند ادعاهای مربوط به سلاح‌های کشتار جمعی عراق.
  • لابی‌گری و فساد: نفوذ مالی بر سیاستمداران از طریق کمک‌های انتخاباتی یا رشوه، مانند آنچه در ایران-کنترا (فروش اسلحه به ایران برای تأمین مالی شورشیان نیکاراگوئه) رخ داد.
  • عملیات پنهان و ترور: از ترور رهبران خارجی تا مداخله در انتخابات، مانند ادعاهای دخالت CIA در کودتاهای آمریکای لاتین یا خاورمیانه.
  • کنترل رسانه و افکار عمومی: همکاری با رسانه‌ها برای شکل‌دهی روایت‌ها، مانند آنچه در کتاب «دولت نامرئی» (The Invisible Government) در ۱۹۶۴ توصیف شد.
  • بی‌ثبات‌سازی دولت‌های منتخب: استفاده از نشت اطلاعات (leaks) یا رسوایی‌ها برای تضعیف رهبران مخالف، مانند آنچه ترامپ ادعا کرد علیه او رخ داد.

این عملیات اغلب غیرقانونی هستند و هدف‌شان حفظ وضعیت موجود یا پیشبرد منافع خاص (مانند سود نظامی-صنعتی) است.


گلوبالیست‌ها و پاتریوت‌ها: دو روی سکه دیپ استیت

در بحث‌های معاصر، دیپ استیت اغلب به دو گروه تقسیم می‌شود: گلوبالیست‌ها (که به جهانی‌سازی و منافع فراملی علاقه دارند) و پاتریوت‌ها (میهن‌پرستان ملی‌گرا که اولویت را به منافع ملی می‌دهند). این تقسیم‌بندی جایگزین تقسیم سنتی چپ-راست شده است.

  • گلوبالیست‌ها: این گروه شامل بانکداران، مدیران شرکت‌های چندملیتی، دیپلمات‌های بین‌المللی و نهادهایی مانند IMF و WTO است. آنها به تجارت آزاد، مهاجرت و اتحادهای جهانی (مانند اتحادیه اروپا یا NATO) باور دارند و متهم به تضعیف حاکمیت ملی برای منافع اقتصادی جهانی هستند. ترامپ آنها را «بانکداران جهانی، اسلام‌گرایان و جمهوری‌خواهان سنتی» می‌نامد که علیه منافع آمریکا عمل می‌کنند. گلوبالیست‌ها اغلب به عنوان بخشی از دیپ استیت جهانی دیده می‌شوند که از طریق سازمان‌های بین‌المللی سیاست‌ها را دیکته می‌کنند. آنها عمل می‌کنند با لابی برای قوانین تجارت آزاد، حمایت از مهاجرت و فشار برای تحریم‌های بین‌المللی.
  • پاتریوت‌ها: در مقابل، پاتریوت‌ها میهن‌پرستان ملی‌گرا هستند که اولویت را به مرزها، اقتصاد داخلی و حاکمیت ملی می‌دهند. در آمریکا، این گروه شامل طرفداران ترامپ، ملی‌گرایان مسیحی و برخی نظامیان است که دیپ استیت را به عنوان تهدیدی خارجی (مانند گلوبالیست‌ها) می‌بینند. آنها عمل می‌کنند با بسیج افکار عمومی علیه مهاجرت، تجارت جهانی و نهادهای بین‌المللی، و گاهی با تئوری‌های توطئه مانند QAnon که دیپ استیت را به عنوان نیروی شیطانی توصیف می‌کنند. درگیری بین این دو گروه در انتخابات فرانسه (لوپن در مقابل مکرون) یا آمریکا (ترامپ در مقابل بایدن) برجسته است، جایی که پاتریوت‌ها ناسیونالیسم را در مقابل جهانی‌سازی قرار می‌دهند.

این درگیری نشان‌دهنده شکاف عمیق در جوامع غربی است: گلوبالیست‌ها به عنوان «دوگانه‌پاتریوت» (علاقه‌مند به منافع ملی و جهانی) دیده می‌شوند، در حالی که پاتریوت‌ها آنها را خائن می‌دانند.


نقش و نفوذ یهودیان جهان‌وطن و صهیونیسم در تئوری‌های دیپ استیت

در بسیاری از تئوری‌های توطئه مرتبط با دیپ استیت، یهودیان جهان‌وطن (cosmopolitan Jews) و صهیونیسم اغلب به عنوان عناصری کلیدی در ساختار گلوبالیست‌ها توصیف می‌شوند. این دیدگاه‌ها ریشه در تاریخ antisemitism دارند و باید با احتیاط بررسی شوند، زیرا اغلب بر پایه کلیشه‌های نژادپرستانه و غیرواقعی هستند. یهودیان جهان‌وطن به افرادی اشاره دارد که به دلیل مهاجرت‌های تاریخی و ادغام در جوامع مختلف، به عنوان نماد cosmopolitanism (جهان‌وطنی) دیده می‌شوند – یعنی افرادی که فراتر از مرزهای ملی فکر می‌کنند و به ارزش‌های جهانی مانند حقوق بشر و تجارت آزاد علاقه دارند.

صهیونیسم، که جنبشی برای تأسیس و حمایت از دولت اسرائیل است، در این تئوری‌ها اغلب با نفوذ لابی اسرائیلی (مانند AIPAC در آمریکا) مرتبط می‌شود که سیاست خارجی کشورها را به نفع اسرائیل جهت‌دهی می‌کند. منتقدان این دیدگاه را antisemitic می‌دانند، زیرا ضدزایونیسم را با antisemitism ترکیب می‌کند و ادعا می‌کند که مخالفت با سیاست‌های اسرائیل لزوماً به معنای نفرت از یهودیان نیست، اما گاهی این مرز محو می‌شود. برای مثال، هانا آرنت، فیلسوف یهودی، به عنوان یک جهان‌وطن، زایونیسم را از منظر جهانی‌گرایی نقد کرد و آن را بخشی از سیاست‌های قومی می‌دید که با cosmopolitanism واقعی در تضاد است.

در عمل، این نقش‌ها در تئوری‌های توطئه برای توضیح رویدادهای جهانی مانند بحران‌های مالی یا جنگ‌ها استفاده می‌شود، اما واقعیت نشان می‌دهد که این ادعاها اغلب اغراق‌شده و بخشی از پروپاگاندای antisemitic هستند، مانند پروتکل‌های بزرگان صهیون که جعلی است. در مقابل، یهودیان جهان‌وطن مانند آرنت، cosmopolitanism را به عنوان پلی بین هویت یهودی و ارزش‌های جهانی می‌دیدند، نه ابزاری برای کنترل.


نتیجه‌گیری

دیپ استیت‌ها، چه واقعی باشند چه تئوری توطئه، نمادی از بی‌اعتمادی به نهادهای قدرت هستند. آنها از طریق شبکه‌های پنهان عمل می‌کنند تا منافع خود را پیش ببرند، و شکاف بین گلوبالیست‌ها (جهانی‌سازان) و پاتریوت‌ها (میهن‌پرستان) این مفهوم را پیچیده‌تر کرده است. در نهایت، ریشه این ایده در پنهان‌کاری دولتی است، و حل آن نیاز به شفافیت بیشتر دارد. با این حال، استفاده بیش از حد از این اصطلاح می‌تواند دموکراسی را تضعیف کند، همان‌طور که در حوادثی مانند حمله به کاپیتول دیده شد.