جستجو

Shopping cart

اشکانیان و مجلس مهستان: نماد تعادل قدرت در ایران باستان

مقدمه

در تاریخ ایران باستان، دوره اشکانیان (۲۴۷ پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی) یکی از طولانی‌ترین و پایدارترین امپراتوری‌های ایرانی است که نزدیک به پنج قرن دوام آورد. برخلاف هخامنشیان که قدرت مرکزی مطلق داشتند یا ساسانیان که سلطنت الهی و متمرکز بود، اشکانیان نظامی فدرالی و مشورتی ایجاد کردند که در آن شاه به تنهایی تصمیم‌گیرنده نبود. مهم‌ترین نهاد این سیستم، مجلس مهستان (Mehestan Assembly) بود – نهادی که اغلب به عنوان نخستین پارلمان یا شورای اشرافی رسمی در تاریخ ایران شناخته می‌شود. مهستان نه تنها مشروعیت شاه را تأیید می‌کرد، بلکه می‌توانست او را عزل کند، جانشین انتخاب کند و در مسائل حیاتی کشور تصمیم نهایی بگیرد. این مجلس نشان‌دهنده تعادل هوشمندانه بین قدرت مرکزی و اشرافیت بود که اشکانیان را در برابر امپراتوری روم مقاوم و پایدار نگه داشت.

ریشه و تشکیل مجلس مهستان

ریشه مهستان به اوایل سلطنت اشکانیان بازمی‌گردد. پس از شکست سلوکیان (جانشینان اسکندر) توسط اشک اول و برادرانش، حکومت اشکانی به عنوان یک دولت نوپا با چالش‌های داخلی (اتحاد قبایل پارتی) و خارجی (روم و سلوکیان باقی‌مانده) روبرو بود. مورخان ایرانی مانند حسن پیرنیا و منابع غربی مانند ژوستن (Justin) و تاسیتوس (Tacitus) اشاره می‌کنند که مهرداد اول (Mithridates I، حدود ۱۷۱–۱۳۲ پیش از میلاد) – که امپراتوری را از یک دولت کوچک به قدرتی جهانی تبدیل کرد – این مجلس را بنیان نهاد.

مهستان احتمالاً از ترکیب دو شورا شکل گرفت:

  • شورای خویشاوندان (مجلس شاهزادگان و مردان جوان خانواده سلطنتی).
  • شورای روحانیان و بزرگان (مغستان یا مجمع مغان و خردمندان).

وقتی این دو شورا با هم تشکیل جلسه می‌دادند، به مهستان معروف می‌شدند. کلمه «مهستان» از «مه» (بزرگ) + «ستان» (جایگاه) تشکیل شده و به معنای «جایگاه بزرگان» است. نخستین جلسه رسمی آن در نوروز سال ۱۷۳ یا ۱۳۷ پیش از میلاد با حضور مهرداد اول برگزار شد و اولین مصوبه‌اش انتخابی کردن پادشاهی بود – تصمیمی که شاه را از مقام موروثی مطلق خارج کرد و به نوعی دموکراسی اشرافی تبدیل کرد.

ساختار و اعضای مجلس مهستان

مهستان متشکل از نمایندگان هفت خاندان بزرگ پارتی (مانند سورن، کارن، اسپهبد، مهر، اسپندیاد و غیره) بود که نفوذشان حتی پس از سقوط اشکانیان ادامه یافت. اعضای آن شامل:

  • اشراف و نجبا (بیشتر غیرروحانی).
  • رهبران دینی زرتشتی (مغان).
  • بزرگان قبایل و طوایف.

پادشاه تنها حق نظارت و تأیید انتخابات را داشت؛ انتخاب واقعی توسط اشراف انجام می‌شد. این ساختار فدرالی بود: شاه قدرتمند بود اما محدود به مشورت با مهستان. منابع رومی مانند استرابو (Strabo) اشاره می‌کنند که پادشاهان از میان خویشاوندان و مغان انتخاب می‌شدند و مهستان قدرت واقعی در تصمیم‌گیری‌های نهایی داشت.

نقش و اختیارات مجلس مهستان

مهستان اختیارات گسترده‌ای داشت و در موارد زیر تصمیم نهایی را می‌گرفت:

  • انتخاب و تأیید پادشاه یا ولیعهد.
  • عزل شاه در صورت دیوانگی، بیماری طولانی، اشتباهات بزرگ (حتی بدون نیت بد) یا بی‌کفایتی.
  • اعلان جنگ، پیشنهاد صلح، بسیج نیرو.
  • تغییر مالیات‌ها، ضرب سکه جدید، تعیین شاهان وابسته (مانند ارمنستان).
  • انتصاب فرمانده کل ارتش یا مدیریت جنگ‌ها.

یکی از مشهورترین تصمیمات: در سال ۲۰۸ میلادی، طی جنگ داخلی، مهستان تصمیم گرفت کشور توسط دو برادر – اردوان پنجم و بلاش پنجم – همزمان اداره شود. نمونه دیگر: عزل مهرداد سوم (۵۴–۵۷ پیش از میلاد) به دلیل خشونت و بی‌رحمی، و جانشینی برادرش ارد.

این اختیارات مهستان را به یک نهاد قدرتمند تبدیل کرد که گاهی هشداردهنده برای شاهان خودکامه بود و از خودکامگی جلوگیری می‌کرد. مورخان رومی مانند ژوستن اختیارات نامحدود آن را یکی از دلایل تضعیف نهایی اشکانیان می‌دانند، زیرا تندروی‌های اشراف گاهی جنگ‌های داخلی ایجاد می‌کرد و رومیان از آن بهره می‌بردند.

مزایا و چالش‌های مجلس مهستان

مزایا:

  • پایداری طولانی امپراتوری (۴۷۱ سال بدون شکست خارجی عمده).
  • جلوگیری از استبداد مطلق و ایجاد تعادل قدرت.
  • مشروعیت‌بخشی به حکومت از طریق اشرافیت و بزرگان.
  • تأثیر از تجربیات هخامنشی و هلنیستی (یونانی)، اما با رنگ ایرانی.

چالش‌ها:

  • جنگ‌های داخلی ناشی از اختلاف اشراف و عزل پادشاهان لایق.
  • تمرکز قدرت در طبقه اشرافی (بدون مشارکت مردم عادی).
  • در اواخر دوره، ناتوانی در مقابله با شورش‌های داخلی (مانند اردشیر بابکان) و تمرکز بیش از حد بر حفظ قدرت طبقه حاکم.

نتیجه‌گیری: میراث مهستان در تاریخ ایران

مجلس مهستان نمادی از نظام سیاسی هوشمندانه اشکانیان بود – نظامی که قدرت را توزیع می‌کرد و شاه را به مشورت وامی‌داشت. این مجلس نخستین نمونه رسمی از «پارلمان اشرافی» در ایران است و نشان می‌دهد که دموکراسی یا مشروطه‌خواهی ریشه‌های عمیقی در تاریخ ایران دارد، هرچند محدود به نخبگان بود. پس از سقوط اشکانیان در ۲۲۴ میلادی، مهستان نیز پایان یافت، اما تأثیر آن در ساسانیان (به شکل محدودتر) ادامه یافت و بعدها الهام‌بخش نهادهای مشورتی در تاریخ ایران شد.

اشکانیان با مهستان نشان دادند که قدرت پایدار نه در استبداد مطلق، بلکه در تعادل و مشورت است. این میراث هنوز در تاریخ سیاسی ایران زنده است و یادآوری می‌کند که حتی در دوران باستان، ایده‌هایی مانند محدود کردن قدرت شاه و تصمیم‌گیری جمعی وجود داشته است.