Shopping cart
Your cart empty!
در حالی که هوش مصنوعی به ستون فقرات قدرت اقتصادی، نظامی و فرهنگی قرن بیستویکم تبدیل میشود، اروپا بیش از آنکه در حال ساخت آینده باشد، درگیر مدیریت ترس از آینده است. مجموعهای از قوانین دستوپاگیر، محافظهکاری نهادی، و ناتوانی در سرمایهگذاری بلندمدت، اروپا را در مسیری قرار داده که ممکن است آن را از رقابت جهانی در حوزه AI و فناوریهای تحولآفرین خارج کند.
یکی از بزرگترین خطاهای راهبردی اروپا، قانونگذاری سنگین پیش از تثبیت فناوری است. اتحادیه اروپا تلاش میکند پیش از آنکه اکوسیستم AI به بلوغ برسد، آن را در چارچوبهای حقوقی سخت و پرهزینه محدود کند.
پیامدها:
در حالی که آمریکا نوآوری را آزاد میگذارد و چین آن را با قدرت دولتی هدایت میکند، اروپا میان این دو، گرفتار وسواس تنظیمگری شده است.
اروپا AI را بیش از آنکه ابزار قدرت بداند، مسئلهای اخلاقی و تهدیدآمیز تلقی میکند. این نگاه، هرچند در ظاهر انسانی است، اما در عمل منجر به فلج تصمیمگیری میشود.
قدرتهای بزرگ، ابتدا فناوری را میسازند؛ اخلاق، معمولاً پس از تثبیت قدرت میآید.
اروپا در مقایسه با آمریکا و چین، سرمایهگذاریهای کلان و صبورانه در حوزه AI ندارد.
مشکلات ساختاری:
AI نیازمند سرمایهای است که بازگشت آن سالها طول میکشد؛ چیزی که نظام مالی اروپا برای آن طراحی نشده است.
نتیجه طبیعی این فضا، خروج استعدادهاست. پژوهشگران و کارآفرینان اروپایی، برای رشد واقعی، به آمریکا، کانادا یا شرق آسیا مهاجرت میکنند.
اروپا عملاً دچار نوعی خودتحریمی فناورانه شده است:
در اروپا، دولتها میخواهند AI را کنترل کنند، نه توانمند سازند. نتیجه، بیاعتمادی بخش خصوصی و کندی نوآوری است.
در حالی که چین پروژههای ملی تعریف میکند و آمریکا غولهای فناوری را آزاد میگذارد، اروپا میان این دو مدل معلق مانده است.
اروپا آینده و AI را نه به دلیل کمبود استعداد یا دانش، بلکه به دلیل انتخابهای غلط نهادی از دست خواهد داد. قوانین زودهنگام، ترس از قدرت، فقدان سرمایهگذاری بلندمدت و خودتحریمی فناورانه، این قاره را به حاشیه رقابت جهانی میراند.
اگر اروپا مسیر خود را تغییر ندهد، نقش آن در عصر هوش مصنوعی، نه معمار آینده، بلکه ناظر اخلاقیِ دستبسته بر فناوری دیگران خواهد بود؛ نقشی که نه قدرت میآورد و نه امنیت.