Shopping cart
Your cart empty!
با گذر زمان و تغییر نظام سیاسی در ایران، یکی از مهمترین مسائل اقتصادی و راهبردی، مدیریت بدهیها و داراییهای بلوکهشده در اروپا است. این منابع، نه تنها بخشی از ثروت ملی هستند، بلکه میتوانند ابزاری برای تقویت نفوذ ایران در اروپا و گسترش شبکههای اقتصادی و دیپلماتیک بهشمار روند. در این مقاله، ابتدا علل مقاومت اروپا در بازپرداخت داراییها بررسی میشود، سپس راهکارهای متعادل برای استفاده از این منابع ارائه خواهد شد.
اروپا در طول دههها، روابط سیاسی خود را با جمهوری اسلامی بر پایه ثبات نسبی و قابلیت پیشبینی تنظیم کرده است. هرگونه تغییر ساختاری در ایران، بهویژه گذار به نظام جدید، برای دولتهای اروپایی عدم اطمینان حقوقی و سیاسی ایجاد میکند.
بخش قابل توجهی از مقاومت اروپا ناشی از فشارهای گروههای سیاسی داخلی، رسانهها و ائتلافهای جهانی است. بدهیها و داراییهای بلوکهشده ایران، بهعنوان ابزاری برای چانهزنی سیاسی و اقتصادی دیده میشوند.
داراییهای بلوکهشده معمولاً در قالب شرکتها، بانکها و پروژههای مشترک بینالمللی هستند. برداشت یا انتقال آنها بدون توافق حقوقی و نهادسازی دقیق میتواند منجر به دعاوی حقوقی طولانی و خسارتهای سیاسی شود.
ایجاد یک سازمان یا صندوق مستقل بینالمللی برای مدیریت بازپرداخت بدهیها و داراییهای بلوکهشده، با حضور نمایندگان ایران و ناظر اروپایی، ریسک حقوقی و سیاسی را کاهش میدهد.
پرداخت منابع ایران بهصورت مرحلهای و مرتبط با پروژههای مشخص (انرژی، فناوری، زیرساخت) میتواند تضمینکنندهٔ شفافیت، بهرهوری و همکاری استراتژیک باشد.
داراییهای بازگرداندهشده میتوانند بهعنوان سرمایه در شبکههای اقتصادی و علمی ایران در اروپا عمل کنند:
در عین استفاده از منابع، ایران باید تعادل سیاسی خود را حفظ کند:
داراییهای بلوکهشده و بدهیهای ایران در اروپا، میتوانند کارت راهبردی برای گذار و گسترش قدرت شبکهای ایران باشند، اگر بهصورت متعادل و نهادمحور مدیریت شوند. مقاومت اروپا، ناشی از ریسک سیاسی، پیچیدگی حقوقی و فشارهای بینالمللی است و تنها با شفافیت، مرحلهبندی و همکاری استراتژیک میتوان بر آن غلبه کرد.
این منابع، نه فقط برای بازپرداخت بدهی، بلکه بهعنوان سرمایهٔ راهبردی ایران در اروپا، فرصت ایجاد شبکههای اقتصادی، علمی و فرهنگی فراهم میکنند و میتوانند ستون قدرت ایران در نظم جدید جهانی باشند.