جستجو

Shopping cart

راه حل های بحران زیست محیطی پسا جمهوری اسلامی

مقدمه

بحران زیست‌محیطی در ایران به نقطه‌ای رسیده که دیگر یک مسئلهٔ حاشیه‌ای یا صرفاً تخصصی نیست؛ این بحران به‌طور مستقیم با امنیت ملی، سلامت عمومی، اقتصاد، مهاجرت داخلی و حتی انسجام اجتماعی گره خورده است. کم‌آبی، فرونشست زمین، ریزگردها، آلودگی هوا، تخریب جنگل‌ها و نابودی تنوع زیستی، همگی نشانه‌های یک فروپاشی تدریجی‌اند که محصول دهه‌ها حکمرانی ناپایدار، تصمیم‌گیری کوتاه‌مدت و فقدان پاسخ‌گویی بوده است.

ایران پسا جمهوری اسلامی، اگر بخواهد قابل زیست بماند، ناگزیر از یک چرخش بنیادین در حکمرانی محیط‌زیست است؛ چرخشی که از اصلاحات سطحی عبور کند و به بازطراحی رابطهٔ دولت، جامعه و طبیعت برسد.


ریشه‌های بحران؛ مسئله فقط طبیعت نیست

برخلاف تصور رایج، بحران زیست‌محیطی ایران بیش از آنکه ناشی از خشکسالی یا تغییرات اقلیمی باشد، نتیجهٔ بحران حکمرانی است. مهم‌ترین عوامل عبارت‌اند از:

  • مدیریت نادرست و سیاسی منابع آب
  • پروژه‌های عمرانی فاقد ارزیابی زیست‌محیطی واقعی
  • تمرکزگرایی افراطی و نادیده‌گرفتن دانش محلی
  • اقتصاد رانتی و یارانه‌های مخرب انرژی و آب
  • حذف جامعهٔ مدنی و کارشناسان مستقل از تصمیم‌سازی

بنابراین راه‌حل‌ها نیز باید نهادی، ساختاری و بلندمدت باشند، نه مقطعی و شعاری.


اصل اول: بازتعریف آب به‌عنوان مسئلهٔ امنیت ملی

آب در ایران آینده باید از «منبع توسعهٔ سیاسی» به «دارایی بین‌نسلی امنیتی» تبدیل شود.

راهکارها

  • توقف کامل پروژه‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای فاقد توجیه علمی
  • مدیریت حوضه‌ای آب به‌جای مدیریت استانی یا سیاسی
  • اولویت‌بخشی مطلق به آب شرب و کشاورزی پایدار بر صنعت پرمصرف
  • قیمت‌گذاری واقعی آب همراه با حمایت هدفمند از اقشار آسیب‌پذیر

بدون اصلاح حکمرانی آب، هیچ برنامهٔ زیست‌محیطی دیگری پایدار نخواهد بود.


اصل دوم: گذار انرژی؛ از سوخت فسیلی به بقا

وابستگی ایران به سوخت‌های فسیلی، هم اقتصاد و هم محیط‌زیست را قربانی نموده است. ایران پسا جمهوری اسلامی باید گذار انرژی را نه انتخاب، بلکه ضرورت بقا بداند.

راهکارها

  • حذف تدریجی یارانه‌های مخرب سوخت و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر
  • توسعهٔ انرژی خورشیدی و بادی با مشارکت بخش خصوصی و محلی
  • نوسازی ناوگان حمل‌ونقل شهری و بین‌شهری
  • استانداردسازی سخت‌گیرانهٔ مصرف انرژی در ساختمان‌ها و صنایع

گذار انرژی، علاوه بر کاهش آلودگی، موتور اشتغال پایدار نیز خواهد بود.


اصل سوم: احیای کشاورزی، نه توسعهٔ آن

کشاورزی در ایران بیش از ۸۵٪ مصرف آب را به خود اختصاص می‌دهد، درحالی‌که بهره‌وری آن بسیار پایین است. راه‌حل، گسترش کشاورزی نیست، بلکه اصلاح بنیادین آن است.

راهکارها

  • تغییر الگوی کشت بر اساس اقلیم واقعی هر منطقه
  • ممنوعیت کشت محصولات آب‌بر در مناطق بحرانی
  • حمایت از کشاورزی هوشمند، گلخانه‌ای و کم‌آب‌بر
  • بیمه و آموزش کشاورزان برای گذار تدریجی

نجات محیط‌زیست بدون همراهی کشاورزان ممکن نیست.


اصل چهارم: شهر، انسان و هوا

آلودگی هوا در کلان‌شهرهای ایران سالانه هزاران قربانی می‌گیرد و هزینه‌های اقتصادی هنگفتی تحمیل می‌کند.

راهکارها

  • توسعهٔ حمل‌ونقل عمومی پاک و برقی
  • خروج صنایع آلاینده از حریم شهری
  • اعمال استانداردهای سخت برای خودرو و سوخت
  • افزایش سرانهٔ فضای سبز شهری واقعی، نه نمایشی

شهر سالم، پیش‌شرط جامعهٔ سالم است.


اصل پنجم: بازگشت جامعهٔ مدنی و علم به مرکز تصمیم‌گیری

هیچ بحران زیست‌محیطی بدون مشارکت جامعه و دانش مستقل حل نمی‌شود.

راهکارها

  • استقلال نهاد ملی محیط‌زیست از دولت و سیاست روزمره
  • الزام قانونی ارزیابی‌های زیست‌محیطی شفاف و قابل اعتراض عمومی
  • حمایت از رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد
  • آموزش محیط‌زیست از مدرسه تا مدیریت ارشد

محیط‌زیست بدون دموکراسی، محکوم به شکست است.


اصل ششم: حفاظت از طبیعت به‌عنوان ثروت ملی

جنگل‌ها، تالاب‌ها، مراتع و تنوع زیستی ایران، نه منابع قابل مصرف، بلکه سرمایه‌های بقا هستند.

راهکارها

  • توقف بهره‌برداری تجاری از جنگل‌های طبیعی
  • احیای تالاب‌ها با تأمین حق‌آبهٔ واقعی
  • برخورد قضایی قاطع با زمین‌خواری و تخریب سازمان‌یافته
  • مشارکت جوامع محلی در حفاظت و بهره‌برداری پایدار


جمع‌بندی

ایران پسا جمهوری اسلامی، اگر بحران زیست‌محیطی را جدی نگیرد، با هیچ اصلاح سیاسی یا اقتصادی نجات نخواهد یافت. محیط‌زیست، بستر همهٔ سیاست‌هاست؛ بدون آن، دولت، اقتصاد و جامعه فرو می‌ریزند.

راه‌حل‌ها روشن‌اند، اما پرهزینه و نیازمند شجاعت سیاسی‌اند. انتخاب پیش روی ایران آینده ساده اما سرنوشت‌ساز است: یا اصلاح عمیق و به‌موقع، یا فروپاشی تدریجی و بی‌بازگشت.

نجات محیط‌زیست، نه پروژه‌ای سبز، بلکه پروژهٔ بقاست.