Shopping cart
Your cart empty!
بحران زیستمحیطی در ایران به نقطهای رسیده که دیگر یک مسئلهٔ حاشیهای یا صرفاً تخصصی نیست؛ این بحران بهطور مستقیم با امنیت ملی، سلامت عمومی، اقتصاد، مهاجرت داخلی و حتی انسجام اجتماعی گره خورده است. کمآبی، فرونشست زمین، ریزگردها، آلودگی هوا، تخریب جنگلها و نابودی تنوع زیستی، همگی نشانههای یک فروپاشی تدریجیاند که محصول دههها حکمرانی ناپایدار، تصمیمگیری کوتاهمدت و فقدان پاسخگویی بوده است.
ایران پسا جمهوری اسلامی، اگر بخواهد قابل زیست بماند، ناگزیر از یک چرخش بنیادین در حکمرانی محیطزیست است؛ چرخشی که از اصلاحات سطحی عبور کند و به بازطراحی رابطهٔ دولت، جامعه و طبیعت برسد.
برخلاف تصور رایج، بحران زیستمحیطی ایران بیش از آنکه ناشی از خشکسالی یا تغییرات اقلیمی باشد، نتیجهٔ بحران حکمرانی است. مهمترین عوامل عبارتاند از:
بنابراین راهحلها نیز باید نهادی، ساختاری و بلندمدت باشند، نه مقطعی و شعاری.
آب در ایران آینده باید از «منبع توسعهٔ سیاسی» به «دارایی بیننسلی امنیتی» تبدیل شود.
بدون اصلاح حکمرانی آب، هیچ برنامهٔ زیستمحیطی دیگری پایدار نخواهد بود.
وابستگی ایران به سوختهای فسیلی، هم اقتصاد و هم محیطزیست را قربانی نموده است. ایران پسا جمهوری اسلامی باید گذار انرژی را نه انتخاب، بلکه ضرورت بقا بداند.
گذار انرژی، علاوه بر کاهش آلودگی، موتور اشتغال پایدار نیز خواهد بود.
کشاورزی در ایران بیش از ۸۵٪ مصرف آب را به خود اختصاص میدهد، درحالیکه بهرهوری آن بسیار پایین است. راهحل، گسترش کشاورزی نیست، بلکه اصلاح بنیادین آن است.
نجات محیطزیست بدون همراهی کشاورزان ممکن نیست.
آلودگی هوا در کلانشهرهای ایران سالانه هزاران قربانی میگیرد و هزینههای اقتصادی هنگفتی تحمیل میکند.
شهر سالم، پیششرط جامعهٔ سالم است.
هیچ بحران زیستمحیطی بدون مشارکت جامعه و دانش مستقل حل نمیشود.
محیطزیست بدون دموکراسی، محکوم به شکست است.
جنگلها، تالابها، مراتع و تنوع زیستی ایران، نه منابع قابل مصرف، بلکه سرمایههای بقا هستند.
ایران پسا جمهوری اسلامی، اگر بحران زیستمحیطی را جدی نگیرد، با هیچ اصلاح سیاسی یا اقتصادی نجات نخواهد یافت. محیطزیست، بستر همهٔ سیاستهاست؛ بدون آن، دولت، اقتصاد و جامعه فرو میریزند.
راهحلها روشناند، اما پرهزینه و نیازمند شجاعت سیاسیاند. انتخاب پیش روی ایران آینده ساده اما سرنوشتساز است: یا اصلاح عمیق و بهموقع، یا فروپاشی تدریجی و بیبازگشت.
نجات محیطزیست، نه پروژهای سبز، بلکه پروژهٔ بقاست.