جستجو

Shopping cart

حفظ روابط با یمن پسا جمهوری اسلامی

مقدمه

در ترسیم «ایران فردا»، یکی از خطاهای راهبردی، پاک‌کردن صورت‌مسئلهٔ سیاست خارجی گذشته است. یمن، فارغ از قالب‌های ایدئولوژیکِ مقطعی، یک دارایی ژئوپلیتیکی ممتاز برای ایران بوده و هست. این کشور نه‌تنها به‌واسطهٔ موقعیت جغرافیایی، بلکه به دلیل شبکه‌های نفوذ، سرمایه‌گذاری‌های غیرمستقیم و تجربهٔ انباشتهٔ تعامل، به‌منزلهٔ «گنج»ی است که حفظ و بازتعریف آن از واجبات منافع ملی ایران پسا جمهوری اسلامی به‌شمار می‌آید.

یمن؛ گره‌گاه ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم

یمن بر یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های تجارت جهانی—باب‌المندب—اشراف دارد؛ نقطه‌ای که اتصال دریای سرخ به اقیانوس هند را ممکن می‌سازد. هرگونه نفوذ پایدار در این منطقه:

  • اهرم اثرگذاری بر امنیت انرژی و تجارت جهانی ایجاد می‌کند
  • امکان موازنه‌سازی در برابر رقبای منطقه‌ای را فراهم می‌آورد
  • و قدرت چانه‌زنی ایران را در معادلات فرامنطقه‌ای افزایش می‌دهد

این اهمیت، مستقل از نوع حکومت در تهران یا صنعا، واقعیتی ساختاری است.

یمن فراتر از ائتلاف‌های ایدئولوژیک

روابط ایران با یمن در سال‌های گذشته غالباً در قالب هم‌پیمانی‌های ایدئولوژیک تفسیر شده است. اما در لایهٔ عمیق‌تر، آنچه شکل گرفته:

  • شبکه‌های ارتباطی بومی و قبیله‌ای
  • شناخت میدانی از بافت اجتماعی و سیاسی یمن
  • و سرمایهٔ اعتماد متقابل در شرایط فشار و محاصره

است. این سرمایه‌ها، برخلاف تصور، به‌سادگی قابل جایگزینی توسط بازیگران دیگر نیستند و از همین‌رو سرمایهٔ استراتژیک بلندمدت محسوب می‌شوند.

تغییر ساختار سیاسی در ایران و تداوم منافع

ایران پسا جمهوری اسلامی، برای بازیابی و تثبیت جایگاه منطقه‌ای خود، ناگزیر به حفظ بخشی از میراث سیاست خارجی است. تداوم رابطه با یمن به این معناست که:

  • منافع ملی بر گسست‌های سیاسی اولویت می‌یابد
  • شبکه‌های میدانی و دیپلماتیک حفظ و بازآرایی می‌شوند
  • و ایران از صفر، وارد رقابت منطقه‌ای نمی‌شود

قطع کامل این روابط، به‌معنای واگذاری یک دارایی آماده به رقبا خواهد بود.

استراتژی‌های حضور ایران فردا در یمن

برای استفادهٔ هوشمندانه از «کارت یمن»، مجموعه‌ای از راهبردهای چندلایه ضروری است:

۱. غیرایدئولوژیک‌سازی رابطه

بازتعریف رابطه با یمن بر پایهٔ منافع متقابل:

  • امنیت دریایی
  • تجارت و ترانزیت
  • بازسازی زیرساخت‌ها

نه بر محور گفتمان‌های ایدئولوژیک پرهزینه.

۲. تبدیل نفوذ امنیتی به نفوذ اقتصادی

نفوذ سخت، بدون پیوست اقتصادی، ناپایدار است. ایران فردا باید:

  • در بازسازی بنادر، انرژی و لجستیک یمن مشارکت کند
  • شرکت‌های فنی–مهندسی و خصوصی را وارد میدان سازد
  • و نفوذ خود را به منافع ملموس برای مردم یمن گره بزند

۳. حفظ کانال‌های غیررسمی در کنار دیپلماسی رسمی

یمن کشوری است که سیاست رسمی بدون شبکه‌های غیررسمی کارآمد نیست. حفظ ارتباط با:

  • رهبران محلی و قبیله‌ای
  • نخبگان اقتصادی و اجتماعی
  • و بازیگران میدانی

یک مزیت رقابتی برای ایران ایجاد می‌کند.

۴. استفاده از یمن به‌عنوان کارت مذاکره، نه میدان فرسایشی

یمن باید از «صحنهٔ هزینه» به «اهرم مذاکره» تبدیل شود:

  • در گفت‌وگوهای منطقه‌ای
  • در تنظیم موازنه با قدرت‌های دریایی
  • و در مذاکرات امنیت جمعی خلیج فارس و دریای سرخ

۵. هم‌راستاسازی با نظم منطقه‌ای آینده

ایران فردا می‌تواند نقش میانجی مسئول را ایفا کند؛ نقشی که از یمن به‌عنوان پل ثبات، نه کانون بحران، استفاده می‌کند.

جمع‌بندی

یمن برای ایران یک پروندهٔ بسته یا هزینهٔ گذشته نیست؛ دارایی آینده است. کشوری با ارزش ژئوپلیتیکی بالا، عمق راهبردی دریایی و سرمایهٔ نفوذ انباشته. عقلانیت سیاسی حکم می‌کند که ایران پسا جمهوری اسلامی، به‌جای قطع و انکار، مسیر حفظ، اصلاح و بهره‌برداری هوشمندانه از این رابطه را در پیش گیرد.

ایران فردا، اگر بخواهد بازیگر بماند، باید بداند کدام کارت‌ها را حفظ کند؛ و یمن، بی‌تردید، یکی از مهم‌ترین آن‌هاست.