Shopping cart
Your cart empty!
در ترسیم «ایران فردا»، یکی از خطاهای راهبردی، پاککردن صورتمسئلهٔ سیاست خارجی گذشته است. یمن، فارغ از قالبهای ایدئولوژیکِ مقطعی، یک دارایی ژئوپلیتیکی ممتاز برای ایران بوده و هست. این کشور نهتنها بهواسطهٔ موقعیت جغرافیایی، بلکه به دلیل شبکههای نفوذ، سرمایهگذاریهای غیرمستقیم و تجربهٔ انباشتهٔ تعامل، بهمنزلهٔ «گنج»ی است که حفظ و بازتعریف آن از واجبات منافع ملی ایران پسا جمهوری اسلامی بهشمار میآید.
یمن بر یکی از حیاتیترین شریانهای تجارت جهانی—بابالمندب—اشراف دارد؛ نقطهای که اتصال دریای سرخ به اقیانوس هند را ممکن میسازد. هرگونه نفوذ پایدار در این منطقه:
این اهمیت، مستقل از نوع حکومت در تهران یا صنعا، واقعیتی ساختاری است.
روابط ایران با یمن در سالهای گذشته غالباً در قالب همپیمانیهای ایدئولوژیک تفسیر شده است. اما در لایهٔ عمیقتر، آنچه شکل گرفته:
است. این سرمایهها، برخلاف تصور، بهسادگی قابل جایگزینی توسط بازیگران دیگر نیستند و از همینرو سرمایهٔ استراتژیک بلندمدت محسوب میشوند.
ایران پسا جمهوری اسلامی، برای بازیابی و تثبیت جایگاه منطقهای خود، ناگزیر به حفظ بخشی از میراث سیاست خارجی است. تداوم رابطه با یمن به این معناست که:
قطع کامل این روابط، بهمعنای واگذاری یک دارایی آماده به رقبا خواهد بود.
برای استفادهٔ هوشمندانه از «کارت یمن»، مجموعهای از راهبردهای چندلایه ضروری است:
بازتعریف رابطه با یمن بر پایهٔ منافع متقابل:
نه بر محور گفتمانهای ایدئولوژیک پرهزینه.
نفوذ سخت، بدون پیوست اقتصادی، ناپایدار است. ایران فردا باید:
یمن کشوری است که سیاست رسمی بدون شبکههای غیررسمی کارآمد نیست. حفظ ارتباط با:
یک مزیت رقابتی برای ایران ایجاد میکند.
یمن باید از «صحنهٔ هزینه» به «اهرم مذاکره» تبدیل شود:
ایران فردا میتواند نقش میانجی مسئول را ایفا کند؛ نقشی که از یمن بهعنوان پل ثبات، نه کانون بحران، استفاده میکند.
یمن برای ایران یک پروندهٔ بسته یا هزینهٔ گذشته نیست؛ دارایی آینده است. کشوری با ارزش ژئوپلیتیکی بالا، عمق راهبردی دریایی و سرمایهٔ نفوذ انباشته. عقلانیت سیاسی حکم میکند که ایران پسا جمهوری اسلامی، بهجای قطع و انکار، مسیر حفظ، اصلاح و بهرهبرداری هوشمندانه از این رابطه را در پیش گیرد.
ایران فردا، اگر بخواهد بازیگر بماند، باید بداند کدام کارتها را حفظ کند؛ و یمن، بیتردید، یکی از مهمترین آنهاست.