Shopping cart
Your cart empty!
در تحلیل آیندهٔ ایران، یکی از خطاهای رایج، نگاه صفر و صدی به گذشته و حال است؛ گویی با هر تغییر سیاسی، باید تمام ساختارها، روابط و داراییهای برونمرزی نیز بهطور کامل حذف شوند. این نگاه، نه واقعگرایانه است و نه به نفع منافع ملی. سرمایهگذاریهای جمهوری اسلامی در کشورهایی مانند ونزوئلا—صرفنظر از داوریهای ایدئولوژیک—داراییهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی ایران محسوب میشوند که حفظ، بازتعریف و استفادهٔ هوشمندانه از آنها برای هر دولت آینده ضروری است.
روابط ایران و ونزوئلا صرفاً بر پایهٔ همسویی سیاسی شکل نگرفته است. این روابط شامل:
است. اینها سرمایههای سخت و نرم هستند که طی سالها و با هزینههای قابلتوجه ایجاد شدهاند و از بین بردن آنها بهمعنای واگذاری رایگان اهرمهای قدرت ایران به رقباست.
در تجربهٔ بسیاری از کشورها، تغییر رژیم یا اصلاح ساختار حکمرانی لزوماً به قطع کامل سیاست خارجی پیشین منجر نشده است. دولتها میآیند و میروند، اما منافع ملی تداوم دارند. خطای راهبردی آن است که با تغییر ساختار سیاسی، تمام شبکههای ارتباطی، قراردادها و نفوذهای خارجی نیز بهعنوان «میراث نامطلوب» کنار گذاشته شوند.
ایران آینده—با هر شکل حکمرانی—به اهرمهای فشار، کارتهای مذاکره و مسیرهای جایگزین اقتصادی نیاز خواهد داشت. سرمایهگذاریهای ونزوئلا یکی از همین کارتهاست.
واقعگرایی سیاسی حکم میکند که:
این شبکهها، مستقل از ایدئولوژی، حامل «دانش عملی تعامل در شرایط تحریم، فشار و رقابت جهانی» هستند؛ دانشی که بهسادگی قابل جایگزینی نیست.
سرمایهگذاریهای خارجی ایران نباید بهعنوان «هزینهٔ سوخته» تلقی شوند، بلکه باید:
در این چارچوب، ونزوئلا میتواند:
برای جلوگیری از نابودی این سرمایهها، مجموعهای از سیاستهای واقعگرایانه لازم است:
ایران برای بازسازی جایگاه خود در نظم جهانی آینده، نیازمند عقلانیت، تداوم و مدیریت هوشمند میراثهاست. سرمایهگذاریهای جمهوری اسلامی در ونزوئلا و کشورهای مشابه، نه نماد یک ایدئولوژی، بلکه داراییهای استراتژیک کشور هستند.
نابودی این داراییها، بهنام گسست سیاسی، بهمعنای تضعیف موقعیت ایران در جهان است. حفظ، اصلاح و استفادهٔ هوشمندانه از آنها، نشانهٔ بلوغ سیاسی و تقدم منافع ملی بر تسویهحسابهای کوتاهمدت خواهد بود.