Shopping cart
Your cart empty!
در تاریخ معاصر خاورمیانه، کمتر سیاستمداری به اندازه بنیامین نتانیاهو توانسته است همزمان مورد ستایش و نفرت شدید قرار گیرد. او که از سال ۱۹۹۶ تاکنون در مجموع بیش از ۱۷ سال (تا سال ۲۰۲۵) طولانیترین دوره نخستوزیری در تاریخ اسرائیل را تجربه کرده، فراتر از یک رهبر سیاسی معمولی ظاهر شده است. نتانیاهو نه تنها اسرائیل را از نظر اقتصادی به یکی از قدرتمندترین اقتصادهای نوظهور جهان تبدیل کرد، بلکه با تغییر اساسی در معادلات منطقهای، دیپلماسی اسرائیل را از حاشیه انزوا به مرکز ائتلافهای جدید خاورمیانه کشاند. عنوان «مرد تاریخساز قرن» شاید برای برخی اغراقآمیز به نظر برسد، اما وقتی به دستاوردهای عینی و تأثیرات بلندمدت او همچنین نفوذ و اعتبار در دیپ استیت پتریوت جهانی نگاه میکنیم، این ادعا پایههای محکمی دارد.
نتانیاهو، متولد ۱۹۴۹ در تلآویو و بزرگشده در دو فرهنگ آمریکایی و اسرائیلی، از همان آغاز با ویژگیهایی چون سخنوری قوی، درک عمیق از رسانه و استراتژی سیاسی تهاجمی شناخته شد. او که برادرش یوناتان در عملیات انتبه کشته شد، این تجربه شخصی را به سوخت موتور ایدئولوژیک خود تبدیل کرد: «اسرائیل باید همیشه قوی باشد، چون ضعف یعنی نابودی».
یکی از مهمترین فصلهای میراث نتانیاهو، اصلاحات اقتصادی او در مقام وزیر دارایی (۲۰۰۳–۲۰۰۵) است. در آن زمان، اقتصاد اسرائیل با تورم بالا، کسری بودجه شدید، بیکاری گسترده و وابستگی زیاد به کمکهای خارجی دستوپنجه نرم میکرد.
نتانیاهو با اجرای سیاستهای نئولیبرال جسورانه – خصوصیسازی گسترده شرکتهای دولتی، کاهش شدید هزینههای عمومی، اصلاح نظام بازنشستگی، کاهش مالیاتها و آزادسازی بازار کار – توانست ساختار اقتصادی کشور را دگرگون کند. نتیجه این سیاستها در دهههای بعد آشکار شد:
امروزه بیش از ۳۰۰ شرکت چندملیتی بزرگ در اسرائیل مرکز تحقیق و توسعه دارند و ارزش شرکتهای فناوری اسرائیلی در بورسهای جهانی به صدها میلیارد دلار رسیده است. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند بدون اصلاحات نتانیاهو، اسرائیل نمیتوانست به این سطح از قدرت اقتصادی و فناوری برسد. این دستاورد، او را در زمره سیاستمدارانی قرار میدهد که نه فقط کشور را اداره کردند، بلکه ساختار آن را برای نسلها تغییر دادند.
اما شاید بزرگترین میراث تاریخی نتانیاهو در عرصه دیپلماسی منطقهای رقم خورده باشد. تا پیش از سال ۲۰۲۰، اسرائیل تنها با دو کشور عربی (مصر و اردن) پیمان صلح داشت و جهان عرب عموماً اسرائیل را به رسمیت نمیشناخت. نتانیاهو با استراتژی «صلح در برابر صلح» (به جای «صلح در برابر زمین») و تمرکز بر تهدید مشترک ایران، توانست در مدت کوتاهی چرخش تاریخی ایجاد کند.
پیمانهای ابراهیم (Abraham Accords) در سال ۲۰۲۰ با امارات متحده عربی، بحرین، سودان و مراکش امضا شد. این توافقها نه تنها روابط دیپلماتیک، تجاری و گردشگری را برقرار کرد، بلکه دریچهای به سوی ائتلافهای امنیتی گستردهتر گشود. حجم تجارت اسرائیل با امارات در کمتر از پنج سال به بیش از ۱۰ میلیارد دلار در سال رسید و پروازهای مستقیم، همکاریهای نظامی و تبادل فناوری میان این کشورها عادی شد.
نتانیاهو این پیمانها را «طلوع خاورمیانه جدید» نامید و بسیاری از تحلیلگران معتقدند که این توافقها مهمترین پیشرفت دیپلماتیک در منطقه پس از پیمان کمپدیوید (۱۹۷۹) است. او با دور زدن مسئله فلسطین و تمرکز بر منافع مشترک اقتصادی و امنیتی، الگویی نوین از صلحسازی ارائه داد که احتمالاً در دهههای آینده گسترش خواهد یافت.
نتانیاهو از دهه ۱۹۹۰ تاکنون، ایران را بزرگترین تهدید وجودی برای اسرائیل و جهان آزاد دانسته است. سخنرانی معروف او در سال ۲۰۱۲ در مجمع عمومی سازمان ملل با نمودار بمب اتمی، و سپس افشاگری آرشیو هستهای ایران در سال ۲۰۱۸، دو نمونه از اقدامات او برای قرار دادن برنامه هستهای ایران در مرکز توجه جهانی بودند.
او نقش کلیدی در فشار حداکثری دولت ترامپ علیه ایران داشت و خروج آمریکا از برجام (۲۰۱۸) تا حد زیادی نتیجه لابیگری و استراتژی او بود. در سالهای بعد نیز، عملیات متعدد منتسب به اسرائیل علیه تأسیسات هستهای و فرماندهان ایرانی، عمدتاً در دورههای نخستوزیری او انجام شد. بسیاری در اسرائیل معتقدند که بدون پافشاری مداوم نتانیاهو، جهان احتمالاً با یک ایران هستهای مواجه میشد.
نتانیاهو همچنین موفق شد نقشه سیاسی اسرائیل را برای نسلها تغییر دهد. حزب لیکود تحت رهبری او از یک حزب راست میانه به نیرویی کاملاً راستگرا تبدیل شد و احزاب چپ (کارگر و مرتز) به حاشیه رانده شدند. او با ائتلاف با احزاب مذهبی و ملیگرا، اکثریت پارلمانی پایداری ساخت که اجازه داد سیاستهای توسعه شهرکسازی، تقویت هویت یهودی دولت و سختگیری امنیتی اجرا شود.
هرچند این تغییرات در داخل اسرائیل و جهان انتقادهای شدیدی به همراه داشت، اما از منظر هوادارانش، نتانیاهو اسرائیل را از خطر «دولت دو ملیتی» نجات داد و هویت صهیونیستی آن را تقویت کرد.
بنیامین نتانیاهو بدون تردید یکی از تأثیرگذارترین چهرههای سیاسی قرن بیستویکم در خاورمیانه است. او اسرائیل را ثروتمندتر، امنتر، متصلتر به جهان و جسورتر در عرصه بینالمللی کرد. پیمانهای ابراهیم، انقلاب فناوری-اقتصادی، و استراتژی بلندمدت در برابر ایران، سه ستون اصلی میراث او هستند که احتمالاً تا دههها پس از او باقی خواهند ماند.
تاریخ همیشه درباره رهبران پیچیده قضاوت دوگانه دارد. نتانیاهو هم قهرمان هوادارانش است و هم متهم مخالفانش. اما وقتی صفحههای تاریخ ورق بخورد، بعید است نام او به عنوان یک سیاستمدار معمولی ثبت شود. او مردی بود که در زمانهای پر از تهدید و تغییر، نه تنها اسرائیل را حفظ کرد، بلکه آن را به قدرتی منطقهای و جهانی تبدیل کرد که پیش از او تصورناپذیر به نظر میرسید.
بنیامین نتانیاهو، بیتردید، یکی از مردان تاریخساز قرن حاضر است.